تاریخ نفت ونزوئلا را معمولاً با یک تصویر به یاد میآوریم: کشوری با بزرگترین ذخایر نفت جهان که روزگاری نزدیک سه میلیون بشکه نفت تولید میکرد و بعد، زیر بار بحران اقتصادی، سوءمدیریت، تحریم و سیاستهای دولتهای هوگو چاوز و نیکلاس مادورو، بخش بزرگی از توان تولید خود را از دست داد.
اما یک بخش کمتر گفتهشده این تاریخ، شاید بهتر از آمار تولید توضیح دهد که بر صنعت نفت ونزوئلا چه گذشته است؛ داستان شرکتی به نام «سیتگو».
سیتگو یک شرکت آمریکایی است، پالایشگاههایش در آمریکاست، کارکنانش عمدتاً آمریکاییاند و دفتر مرکزیاش در هیوستون است. اما مالک نهایی آن شرکت ملی نفت ونزوئلا، PDVSA، است.
این وضعیت عجیب نتیجه یکی از جاهطلبانهترین تصمیمهای تاریخ نفت ونزوئلا بود.
از ملیکردن چاه تا خرید پالایشگاه
ونزوئلا در سال ۱۹۷۶ صنعت نفت خود را ملی کرد و PDVSA را ساخت. اما این ملیسازی را نباید با انقلاب بولیواری هوگو چاوز اشتباه گرفت. چاوز تازه در ۱۹۹۸ به ریاستجمهوری رسید.
ملیسازی نفت در دوره کارلوس آندرس پرز انجام شد؛ در زمانی که ناسیونالیسم نفتی در بسیاری از کشورهای تولیدکننده قدرت گرفته بود و کشورهای عضو اوپک میخواستند سهم بیشتری از ثروتی را که زیر خاکشان قرار داشت در اختیار بگیرند.
با این حال، PDVSA اولیه یک ویژگی مهم داشت: قرار نبود صرفاً صندوق پول دولت باشد. ساختار آن تا حد زیادی با منطق یک شرکت بزرگ نفتی اداره میشد و استقلال مدیریتی قابلتوجهی داشت.
مدیران PDVSA خیلی زود متوجه یک مشکل شدند.
داشتن چاه نفت الزاماً به معنی داشتن بازار نفت نیست.
این مسئله برای ونزوئلا اهمیت بیشتری داشت، زیرا بخش بزرگی از ذخایر آن نفت سنگین و فوقسنگین است. چنین نفتی به پالایشگاههای پیچیدهای نیاز دارد که بتوانند خوراک سنگین را فرآورش کنند.
اگر ونزوئلا فقط نفت خام تولید میکرد، همچنان برای فروش مهمترین دارایی خود به پالایشگران خارجی وابسته میماند.
راهحل PDVSA جسورانه بود:
اگر پالایشگاههای جهان خریدار نفت ما هستند، چرا خودمان پالایشگاه نخریم؟
ونزوئلا وارد آمریکا میشود
سیتگو ریشهای کاملاً آمریکایی داشت. سابقه شرکت به Cities Service Company در سال ۱۹۱۰ برمیگشت و نام تجاری CITGO بعدها از دل همان مجموعه بیرون آمد.
در دهه ۱۹۸۰ PDVSA تصمیم گرفت وارد صنایع پاییندستی آمریکا شود.
ونزوئلا در سال ۱۹۸۶ ابتدا نیمی از سیتگو را خرید و در سال ۱۹۹۰ مالکیت آن را کامل کرد.
این فقط خرید یک شرکت نبود.
ونزوئلا داشت مدل کسبوکار خود را تغییر میداد.
نفت میتوانست در ونزوئلا استخراج شود، با نفتکش به آمریکا برسد، وارد پالایشگاه متعلق به خود ونزوئلا شود و پس از تبدیلشدن به بنزین، دیزل و دیگر فرآوردهها وارد یکی از بزرگترین بازارهای مصرف جهان شود.
PDVSA دیگر فقط یک شرکت ملی نفت نبود؛ داشت به یک شرکت نفتی بینالمللی تبدیل میشد.
سیتگو امروز سه پالایشگاه بزرگ در لیک چارلز لوئیزیانا، کورپس کریستی تگزاس و لمونت ایلینوی دارد. مجموع ظرفیت پالایشی آنها بیش از ۸۰۰ هزار بشکه در روز است و پالایشگاهها بهخصوص توانایی بالایی در فرآورش نفتهای سنگین دارند.
برای ونزوئلا این تقریباً یک ازدواج صنعتی ایدهآل بود: نفت سنگین در جنوب، پالایشگاه پیچیده در شمال.
پارادوکس بزرگ PDVSA
اینجاست که تاریخ سیتگو برای فهم آنچه بعداً در ونزوئلا اتفاق افتاد اهمیت پیدا میکند.
ملیگرایی نفتی دهه ۱۹۷۰ به ایجاد یک شرکت دولتی انجامیده بود؛ اما همان شرکت دولتی در دهههای بعد رفتاری کاملاً تجاری داشت.
PDVSA به جای آنکه بگوید «نفت متعلق به ملت است، پس همهچیز باید داخل مرزها باشد»، به نتیجه تقریباً معکوسی رسید:
اگر قرار است نفت متعلق به ملت باشد، باید بازار، پالایشگاه و زنجیره ارزش آن را هم تصاحب کنیم.
سیتگو محصول همین تفکر بود.
اما با هوگو چاوز، رابطه دولت و شرکت نفت تغییر کرد.
چاوز در سال ۱۹۹۸ با برنامهای چپگرایانه و وعده بازتوزیع ثروت نفت به قدرت رسید. از نگاه او PDVSA بیش از اندازه مستقل شده بود و مدیرانش به یک طبقه تکنوکرات تبدیل شده بودند که ثروت نفت را خارج از کنترل سیاسی دولت اداره میکردند.
نزاع سرانجام منفجر شد.
در بحران و اعتصاب نفتی ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، بخش بزرگی از کارکنان و مدیران PDVSA در برابر دولت قرار گرفتند. دولت چاوز پس از شکست اعتصاب حدود ۱۸ هزار نفر از کارکنان شرکت را اخراج کرد.
این نقطه عطف تاریخ PDVSA بود.
شرکتی که قرار بود با منطق یک شرکت نفتی اداره شود، بیش از گذشته به ابزار اجرای سیاست اقتصادی و اجتماعی دولت تبدیل شد.
درآمد نفت برای تأمین برنامههای اجتماعی گسترده دولت به کار گرفته شد. این برنامهها در سالهای نخست در کاهش فقر و گسترش خدمات اجتماعی اثر داشتند؛ اما همزمان سهم بیشتری از منابع PDVSA به جای سرمایهگذاری مجدد در صنعت، به بودجه دولت منتقل شد.
مسئله فقط پول نبود.
خروج هزاران نیروی متخصص، تضعیف استقلال مدیریتی، کاهش سرمایهگذاری، بدهی و سپس ملیسازیهای تازه، توان فنی شرکت را نیز فرسوده کرد.
چاوز دوباره ملی میکند
طنز تاریخی اینجا بود که صنعت نفت ونزوئلا از سال ۱۹۷۶ ملی بود؛ اما چاوز در دهه ۲۰۰۰ موج دیگری از ملیسازی را آغاز کرد.
دولت سهم مسلط PDVSA را در پروژههای نفتی الزامی کرد و شرکتهای خارجی را واداشت قراردادهای خود را تغییر دهند.
بعضی پذیرفتند.
بعضی نپذیرفتند.
و برخی سراغ داوری بینالمللی رفتند.
نامهایی مانند ConocoPhillips و ExxonMobil وارد مناقشات حقوقی با دولت ونزوئلا شدند. خارج از نفت نیز شرکتهایی که داراییهایشان مصادره شده بود برای دریافت غرامت به دادگاهها و نهادهای داوری مراجعه کردند.
در همان سالها، اتفاقی آرام در حال رخدادن بود که بعدها برای سیتگو تعیینکننده شد:
ونزوئلا داشت در سراسر جهان طلبکار تولید میکرد.
طلبکاران سیتگو را پیدا میکنند
مشکل طلبکار یک دولت این است که حکم دادگاه الزاماً پول تولید نمیکند.
فرض کنید شرکتی در یک داوری بینالمللی ثابت کند ونزوئلا چند صد میلیون یا چند میلیارد دلار به آن بدهکار است.
حالا باید پول را از کجا بگیرد؟
نمیتوان یک دادگاه آمریکایی را به اورینوکو فرستاد تا یک میدان نفتی را توقیف کند.
اما ونزوئلا یک دارایی بسیار ارزشمند در خاک آمریکا داشت.
سیتگو.
ساختار مالکیت آن چندلایه بود:
PDVSA مالک PDV Holding بود؛
PDV Holding مالک CITGO Holding؛
و CITGO Holding مالک CITGO Petroleum.
یعنی در انتهای زنجیره، شرکتی قرار داشت که در آمریکا ثبت شده بود.
پرونده شرکت کانادایی Crystallex نقطه عطف شد. این شرکت که پروژه معدنیاش در ونزوئلا مصادره شده بود، پس از گرفتن حکم داوری به دادگاه آمریکا رفت و برای وصول طلب خود سراغ سهام شرکت مادر سیتگو رفت.
دادگاه دلاور در تصمیمی بسیار مهم پذیرفت که در این پرونده میتوان PDVSA را چنان مرتبط با دولت ونزوئلا دانست که دارایی آن برای اجرای حکم علیه ونزوئلا مورد استفاده قرار گیرد.
در باز شده بود.
بعد بقیه آمدند.
شرکتهای نفتی، شرکتهای معدنی و دارندگان بدهی شروع کردند به طرح مطالبات خود.
داراییای که مدیران PDVSA در دهه ۱۹۸۰ برای تضمین آینده نفت ونزوئلا خریده بودند، حالا به مهمترین دارایی خارجی قابلدسترسی برای پرداخت بدهیهای دولت تبدیل شده بود.
و بعد آمریکا وارد شد
در سال ۲۰۱۹ بحران ونزوئلا وارد مرحله تازهای شد.
آمریکا دولت نیکلاس مادورو را به رسمیت نمیشناخت و از خوان گوایدو حمایت کرد. همزمان تحریمهای سنگینی علیه PDVSA اعمال شد.
ارتباط عملیاتی سیتگو با شرکت مادرش در کاراکاس قطع شد و ساختارهای مورد حمایت مخالفان ونزوئلا اداره این دارایی را در دست گرفتند.
وضعیت تقریباً بیسابقه بود:
ونزوئلا مالک سیتگو بود، اما دولت مستقر در ونزوئلا کنترل سیتگو را در اختیار نداشت.
در همین دوره، دادگاه دلاور روند فروش سهام شرکت مادر سیتگو را برای پرداخت طلبکاران پیش برد.
ارزش ماجرا کوچک نیست. پالایشگاههای سیتگو سهم قابلتوجهی از ظرفیت پالایشی آمریکا را تشکیل میدهند و این شرکت یکی از ارزشمندترین داراییهای خارجی ونزوئلاست.
بنابراین دعوا دیگر فقط درباره یک شرکت نبود.
یک طرف طلبکارانی بودند که احکام معتبر چند میلیارد دلاری داشتند.
یک طرف دولت ونزوئلا بود که سیتگو را دارایی ملی کشور میدانست.
یک طرف مخالفان سیاسی ونزوئلا بودند که سالها اداره آن را در اختیار داشتند.
و بالای سر همه آنها دولت و دادگاههای آمریکا قرار گرفته بودند.
آخرین طنز تاریخ سیتگو
حالا در سپتامبر ۲۰۲۶ داستان یک پیچ تازه خورده است.
با تغییرات سیاسی در کاراکاس و تلاش دولت موقت دلسی رودریگز برای بازپسگیری کنترل داراییهای خارجی، ساختارهایی که مخالفان ونزوئلا طی هفت سال گذشته برای نظارت بر سیتگو ایجاد کرده بودند در حال کناررفتناند.
اما وزارت خزانهداری آمریکا در ۱۴ سپتامبر مقررات را تغییر داد و اعلام کرد انتصاب، برکناری یا جایگزینی مدیران و اعضای هیئتمدیره سیتگو و شرکتهای مادر آمریکایی آن بدون مجوز واشنگتن امکانپذیر نیست.
این همان جایی است که قصه سیتگو تقریباً به یک استعاره کامل از تاریخ نفت ونزوئلا تبدیل میشود.
در سال ۱۹۷۶ ونزوئلا صنعت نفت را ملی کرد تا کنترل ثروت نفتی خود را به دست بگیرد.
در دهه ۱۹۸۰ مدیران PDVSA یک قدم جلوتر رفتند و گفتند کنترل نفت کافی نیست؛ باید پالایشگاه و بازار فروش آن را هم داشته باشیم.
پس به قلب آمریکا رفتند و سیتگو را خریدند.
دو دهه بعد، دولت چپگرای چاوز استدلال کرد حتی این کافی نیست؛ شرکت ملی نفت نیز باید بیش از گذشته در خدمت سیاستهای دولت و بازتوزیع درآمد نفت قرار گیرد.
استقلال PDVSA کاهش یافت، هزاران متخصص از شرکت کنار رفتند، سرمایهگذاری آسیب دید، موج تازه ملیسازی اختلاف با شرکتهای خارجی را افزایش داد و میلیاردها دلار مطالبه حقوقی علیه ونزوئلا ایجاد شد.
بعد تحریمها آمدند.
بعد طلبکاران.
بعد دادگاههای آمریکا.
و سرانجام کار به جایی رسید که کشوری که زمانی برای تکمیل حاکمیت خود بر نفت، پالایشگاههای آمریکایی را خریده بود، امروز برای تغییر مدیران همان پالایشگاهها نیز به مجوز دولت آمریکا نیاز دارد.
این شاید مهمترین درس سیتگو باشد.
بحث فقط بر سر دولتی یا خصوصی بودن صنعت نفت نیست. خود PDVSA دولتی بود و در یکی از موفقترین دورههایش سیتگو را خرید. مسئله اصلی مرز میان مالکیت دولت و اداره سیاسی بنگاه است.
دولت ونزوئلا در ۱۹۷۶ مالک صنعت نفت شد؛ اما برای سالها به مدیران نفتی اجازه داد مانند یک شرکت بینالمللی فکر کنند. نتیجه آن دوره شرکتی بود که از چاههای اورینوکو تا پالایشگاههای آمریکا امتداد پیدا کرد.
در دوره چاوز این رابطه تغییر کرد. دولت نهفقط مالک PDVSA، بلکه بهتدریج مصرفکننده درآمد، تعیینکننده مأموریت و مرکز تصمیمگیری آن شد.
و سیتگو امروز یادگار هر دو دوره است:
محصول دورانی که شرکت ملی نفت ونزوئلا آنقدر قدرتمند بود که در آمریکا پالایشگاه میخرید؛ و قربانی دورانی که سیاست نفتی ونزوئلا آنقدر پرهزینه شد که طلبکاران برای وصول بدهیهایشان سراغ همان پالایشگاهها رفتند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
23 دقیقه قبل
24 دقیقه قبل
26 دقیقه قبل
27 دقیقه قبل
41 دقیقه قبل
ویدئو مرتبط