بازار نفت ایران در شرایطی وارد مرحله تازهای از بحران صادرات شده که مسئله دیگر تنها پیدا کردن مشتری، تخفیف دادن یا عبور از محدودیتهای مالی و بانکی نیست؛ مسیر رساندن نفت به مشتری نیز به یک گلوگاه جدی تبدیل شده است. کاهش شدید تردد نفتکشها در تنگه هرمز و ادامه محدودیتهای کشتیرانی، عملاً یکی از مهمترین مسیرهای صادراتی ایران را تحت فشار قرار داده و معادله فروش نفت را از یک مسئله تجاری به مسئلهای لجستیکی و امنیتی تبدیل کرده است.
به گزارش نفت خبر-بر اساس آخرین گزارش رویترز، در روزهای اخیر تنها چهار کشتی حامل کالا از خلیج خارج و ۱۰ کشتی وارد آن شدهاند، رقمی که فاصله زیادی با میانگین روزانه حدود ۱۴ عبور در ۱۰ روز گذشته دارد. این در حالی است که پیش از آغاز جنگ، حدود ۱۲۵ عبور کشتی در روز از هرمز ثبت میشد. رویترز همچنین گزارش داده که محاصره اعمالشده علیه کشتیرانی مرتبط با ایران، صادرات نفت خام این کشور را از اواسط ژوئیه در عمل متوقف کرده است.
این وضعیت برای ایران از یک جهت با تحریمهای سالهای گذشته تفاوت اساسی دارد. در دورههای پیشین، تحریم نفت تلاش میکرد خریدار، بانک، بیمه، کشتی و شبکه مالی مرتبط با نفت ایران را هدف قرار دهد. در مقابل، ایران با استفاده از شبکههای واسطه، انتقال کشتی به کشتی، تغییر پرچم، شرکتهای واسطه و تخفیفهای قیمتی توانست بخشی از صادرات خود را حفظ کند.
اما اختلال طولانیمدت در هرمز یک متغیر متفاوت ایجاد کرده است: حتی اگر خریدار وجود داشته باشد، توان انتقال محموله به بازار مقصد به مسئله اصلی تبدیل میشود.
وقتی مسیر فروش از خود نفت مهمتر میشود
اهمیت هرمز برای ایران و بازار جهانی فقط به موقعیت جغرافیایی آن محدود نیست. طبق دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه در روز نفت خام از این تنگه عبور کرده که معادل حدود ۳۴ درصد تجارت جهانی نفت خام بوده است. در مجموع نیز نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از هرمز عبور میکرد و حدود ۸۰ درصد نفت و فرآوردههای عبوری به مقصد آسیا میرفت.
بنابراین، اختلال در این مسیر فقط صادرات ایران را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه ساختار تجارت نفت منطقه را نیز تغییر میدهد. مشکل زمانی جدیتر میشود که مسیرهای جایگزین نیز ظرفیت محدودی داشته باشند. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده ظرفیت قابل استفاده برای انتقال نفت خلیج فارس از مسیرهای جایگزین عربستان و امارات حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی این مسیرها حتی در صورت استفاده کامل نیز نمیتوانند جایگزین تمام ظرفیت هرمز شوند.
در همین شرایط، حمله اخیر به زیرساختهای نفتی عربستان و اختلال در خط لوله شرق ـ غرب این کشور، ریسک اتکای بازار به مسیرهای جایگزین را نیز افزایش داده است. رویترز گزارش داده این خط لوله که یکی از مسیرهای مهم دور زدن هرمز محسوب میشود، پس از حمله پهپادی به طور موقت از مدار خارج شده است.
چین؛ مشتری هست، اما مسیر چه میشود؟
در سالهای تحریم، چین مهمترین مقصد نفت ایران بوده و شبکهای از پالایشگاهها، واسطهها و روشهای پرداخت به ایران امکان داده است صادرات خود را تا حدی حفظ کند. گزارشهای اخیر نیز از استفاده ایران و چین از سازوکارهای شبهتهاتری برای تسهیل تجارت نفت و کالا خبر میدهند.
اما حتی این سازوکار نیز زمانی کارآمد است که زنجیره لجستیک بتواند محموله را جابهجا کند. به همین دلیل، در شرایط کنونی سؤال مهم برای ایران دیگر فقط این نیست که «چه کسی نفت ایران را میخرد؟» بلکه این است که «نفت خریداریشده چگونه و با چه هزینه و ریسکی به پالایشگاه مقصد میرسد؟»
این تغییر، هزینه پنهان تحریم را نیز افزایش میدهد. هرچه ریسک کشتیرانی بیشتر شود، هزینه بیمه، اجاره نفتکش، تغییر مسیر، زمان حمل و تخفیف مورد نیاز برای جذب خریدار افزایش مییابد. در نتیجه حتی اگر صادرات از نظر فیزیکی دوباره آغاز شود، ممکن است فاصله میان قیمت جهانی نفت و درآمد واقعی ایران همچنان قابل توجه باشد.
نفت ۱۰۰ دلاری الزاماً خبر خوبی برای ایران نیست
در نگاه نخست، افزایش قیمت نفت باید برای صادرکنندهای مانند ایران خبر مثبتی باشد. برنت امروز به بالای ۱۰۷ دلار رسیده و بازار تحت تأثیر اختلال عرضه و افزایش ریسک حملونقل قرار گرفته است.
اما برای ایران، قیمت بالاتر نفت زمانی به درآمد بیشتر تبدیل میشود که حجم صادرات نیز حفظ شود. اگر قیمت هر بشکه افزایش پیدا کند اما تعداد بشکههای قابل فروش کاهش یابد، اثر مثبت قیمت میتواند تا حد زیادی خنثی شود.
از سوی دیگر، کاهش صادرات تنها درآمد نفتی را کاهش نمیدهد؛ بلکه میتواند بر جریان ورود ارز، تأمین مالی واردات، عرضه ارز در بازار داخلی و در نهایت هزینههای تولید و تجارت نیز اثر بگذارد. به همین دلیل، مسئله صادرات نفت در شرایط فعلی دیگر یک موضوع صرفاً نفتی نیست و مستقیماً با ثبات اقتصاد کلان ایران ارتباط پیدا میکند.
تحریم بعدی؛ تحریم لجستیک
تجربه ماههای اخیر نشان میدهد فشار بر صادرات نفت ایران در حال تغییر ماهیت است. اگر در گذشته تمرکز اصلی بر محدود کردن پول و مشتری بود، اکنون کشتی، مسیر، بندر و امنیت حملونقل نیز به اندازه شبکه مالی اهمیت پیدا کردهاند.
این مسئله یک هشدار برای سیاستگذار نفتی ایران است: اتکا به یک مسیر اصلی صادراتی، حتی در شرایطی که شبکه فروش و مشتریان حفظ شده باشد، میتواند آسیبپذیری صادرات را بالا ببرد.
در چنین شرایطی، توسعه مسیرهای جایگزین، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی، تقویت زیرساختهای صادراتی خارج از هرمز و تنوعبخشی به بازارها دیگر صرفاً یک انتخاب تجاری نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی و امنیت انرژی ایران محسوب میشود.
اکنون مسئله نفت ایران این نیست که آیا برای بشکههای خود مشتری دارد یا نه؛ مسئله این است که آیا این بشکهها میتوانند با هزینه قابلقبول و ریسک قابل مدیریت به بازار برسند یا خیر. اگر این گلوگاه حل نشود، حتی بازگشت قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار نیز الزاماً به معنای بازگشت درآمد نفتی ایران نخواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
23 دقیقه قبل
30 دقیقه قبل
حدود 1 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه